فمینیسم سیاه   Black Feminism

فمینیسم سیاه Black Feminism

مردی در جایی می گوید که به زنان موقع سوار شدن در کالسکه ها و پریدن از جوی آب باید کمک کرد و در هر موقعیتی بهترین مکان را باید به آنها اختصاص داد. هیچ کس تا به حال مرا در سوار شدن به کالسکه ها یا پریدن از چاله های آب کمک نکرده است، یا بهترین جاها را در اختیار من نگذاشته است و مگه من زن نیستم؟ به من نگاه کنید!
گروه زنان گوپی
1399/2/12
0 نظر

▪ مردی در جایی می گوید که به زنان موقع سوار شدن در کالسکه ها و پریدن از جوی آب باید کمک کرد و در هر موقعیتی بهترین مکان را باید به آنها اختصاص داد. هیچ کس تا به حال مرا در سوار شدن به کالسکه ها یا پریدن از چاله های آب کمک نکرده است، یا بهترین جاها را در اختیار من نگذاشته است و مگه من زن نیستم؟ به من نگاه کنید!

 

به بازوهای من نگاه کنید. من شخم می زنم و می کارم، و محصول را در انبارها جمع میکنم و هیچ مردی نمی تواند از من سبقت بگیرد- و مگه من زن نیستم؟ من به اندازه یک مرد کار میکنم و به اندازه یک مرد میخورم (اگر چیزی گیرم بیاد) و شلاق را به خوبی تحمل میکنم. و مگه من زن نیستم؟ من سیزده فرزند به دنیا آوردم و شاهد بودم که اکثر آن ها به بردگی فروخته شدند و وقتی با غم و اندوه یک زن گریه کردم، هیچکس به جز مسیح صدای مرا نشنید. و مگه من زن نیستم؟

سوجورنر توروث

▪ ایزابلا بامفیری (1797-1883) که از 1843 خود را سوجورنر توروث ( زایرحقیقت نامید) از زنان برده سیاه پوست بود که به فعالیت در جنبش زنان و جنبش ضد برده داری در آمریکا پرداخت. او بخاطر سخنرانی اش تحت عنوان مگه من یک زن نیستم؟ شهرت بسزایی کسب کرد. چنانکه این عبارت او به عنوان ضرب المثلی برای اشاره به عدم درک تفاوت های نژادی در مبارزات فمینیستی بکار می رود

▪ فمینیسم سیاه (سیاه پوستان) از جمله قدیمی ترین و قدرتمند ترین جریانهای فمینیستی اقلیتی است که عمدتاً در آمریکا گسترش یافته.

فمینیسم سیاه هم نوا با سایر زنان غیر سفید پوست غیراروپایی یا غیرآمریکایی، شایستگی، و در واقع حق زنان سفید برای سخن گفتن از جانب آنها را مورد تردید قرار داده اند. چنانکه از صحبت های سوجورنر میتوان حدس زد فمینیست های سیاه به طبیعت اروپامحور و ذاتگرای فمینیسم ها اعتراض کرده اند. با پیگیری اعتراض های تاثیرگذار کسانی همچون سوجورنر در 1800 اکنون فمینیست های سیاه نمایندگان قدرتمندی در حوزه های مختلف مطالعات نظری فمینیستی دارند. آنها بر مشکلات خاص زنان سیاه پوست و تفاوت های آنها با مشکلات زنان سیاه تاکید می کنند.

▪ فمینیست های سیاه به مادرسالاری حاکم در بسیاری از خانواده های سیاه پوست اشاره میکنند و ضمن تایید مظلومیت زنان سیاه اشاره میکنند که زنان سیاه پوست بیش از آنکه قربانی ضلم مردان باشند قربانی تبعیض های نژادی هستند. مطابق آمارهای حاصل از تحقیقات اجتماعی و روان شناختی اغلب زنان سیاه پوست آفریقایی-آمریکایی شاغل هستند و گرچه از نظر اجتماعی اغلب عهده دار مشاغل پست هستند اما همین کار درآمد زا باعث شده است که آنها نسبت به زنان سفید پوست مستقل تر و متکی به نفس بارآیند، آنها شخصیت های قدرتمندتری دارند. همچنین زنان سیاه پوست با افزایش سن از جایگاه بالایی در خانواده برخوردار میشوند و احترام زیادی پیدا میکنند.

زنان سیاه پوست در سنین کهولت به عنوان مادربزرگ پیر و زنی خردمند مورد توجه و طرف مشورت قرار می گیرند و این جایگاه تفاوت فراوانی با جایگاه همسن های سفید پوست تنها و طردشده شان دارد. 75 درصد زنان سیاه پوست شاغل هستند و این اشتغال تاثیر بسیار زیادی بر سلامت جسمی و عزت نفس آنها با افزایش سن دارد.آنها کمتر از زنان سفید پوست در معرض افسردگی ناشی از بالا رفتن سن و یا خالی شدن اطرافشان قرار دارند. زنان سیاه پوست بخاطر تعلقات نژادی که دارند زمانیکه به مدارج بالاتر اجتماعی دست پیدا میکنند به شدت به کمک کردن به سایر زنان سیاه اهمیت میدهند و از مدافعان جدی اخلاق مراقبت هستند. همچنین آنها کمتر از زنان سفید طرفدار سقط جنین هستند چرا که به خانواده همچون زنان سفید پوست به مثابه مانعی بر سر راه پیشرفت نگاه نمیکنند. خانواده برای زنان سیاه پوست اگرچه جایگاه سرکوب جنسی است در عین حال پایگاه مقاومت علیه تبعیض نژادی است.

فمینیست های سیاه معتقدند که مبارزات آنها باید در یک نظام در هم تنیده با در نظر گرفتن تبعیض های نژادی، جنسی و طبقاتی پیگیری شود.

▪ در عین حال بسیاری از زنان و مردان سیاه پوست بیان میکنند که مبارزات فمینیستی باعث ایجاد تفرقه در جامعه نژادی آنها میشود و این در حالی است که آنها باید همه تلاش خود را بر روی مبارزات نژادی متمرکز کنند. برخی مردان مبارز سیاه معتقد هستند که زنان بجای تلاش برای مبارزه با جنسگرایی باید به حمایت مردان در مبارزه با نژادپرستی بپردازند و از ایجاد تفرقه در راستای خطوط جنسی پرهیز کنند

و- چنانکه قبلا هم اشاره کرده ام وضعیت کشورهای جهان سوم از جمله ایران نیز باید به فراخور شرایط فرهنگی و اجتماعی و مذهبی آن مورد تحلیل نظریه پردازان فمینیست قرار بگیرد. وضعیت زنان، جایگاه آنها و حق و حقوقی که دارند و آنچه ندارند خاص جامعه خود ماست. رضایت و نارضایتی زنان از وضعیتشان و نه معیار قرار دادن وضعیت زنان ناراضی یا قربانی باید مورد توجه و مطالعه قرار بگیرد و جهات مختلف آن مورد بازشناسی قرار گیرد.

در عین حال تصور میکنم بحث توجه به تفاوت ها باید در جریان های فعال درمورد مسایل زنان در کشور ما هم طرف توجه قرار بگیرد. مبارزان حقوق زنان در ایران اغلب از قشر و طبقه اجتماعی خاصی هستند، اغلب آنها زنان مدرن، نسبتا مرفه و تحصیلکرده ای هستند که در شهر های بزرگ زندگی میکنند. دغدغه های آنان بعضا برای عامه زنان ما قابل درک نیست.

ضمن اینکه با وجود اقلیت های قومی فراوان در کشور ما و تنوع فرهنگ های موجود با طیف وسیعی از زن ها روبه رو هستیم که گرچه به نظر می رسد چه در محیط عمومی و چه در محیط خصوصی مورد ظلم واقع شده اند لکن الزاما دغدغه ها و مشکلات مشترکی ندارند. مشکلات زنان نسبتا مستقل ما در شمال کشور تفاوت چشمگیری با مشکلات زنان در جنوب کشور دارد و همچنین مشکلات زنان فارس به فراخور فرهنگشان- با مشکلات زنان ترک، لر و کرد متفاوت است. همچنین به نظر می رسد فمینیست ها نمی توانند برای زنانی با وضعیت خانوادگی و تحصیلی متفاوت نسخه واحدی بپیچند. عامه زنان ما پیش از هر چیز نیازمند درک متقابل شرایط، ارزش ها، خواسته ها و فرهنگشان، آگاهی یافتن از باورهای آنها، اصلاح باورهایمان و آگاهی بخشیدن به آنان و آموزش دلسوزانه در کنار کمک های روانی و پزشکی - چنانکه فعالان فمینیست سیاه در پیش گرفته اند- برای یافتن جایگاه انسانی خود هستند.


فریدمن جین فمینیسم فیروزه مهاجر انتشارات آشیان هاید جانت شبلی روان شناسی زنان اکرم خمسه انتشارات آگه
critic

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر