مهم ترین مهارت های لازم برای کودکان

مهم ترین مهارت های لازم برای کودکان

ما باید جایگزین‌های محدودیت‌های خود را بشناسیم و از مواجه شدن با آن‌ها نترسیم. هرقدر که علایق خود را دنبال کرده و سخت کار کنیم، موفق خواهیم شد و هر کس دیگری که غیر از این عمل کند شکست خواهد خورد
1399/6/25
0 نظر

بارها در صفحه حوادث روزنامه ها می خوانیم که بر اثر نزاع خونین میان دو نوجوان، یکی از آن دو به قتل رسید و دیگری از کانون اصلاح و تربیت سر درآورد. تقریبا از هر کس در این مورد سوال شود اخباری این چنین را برایمان نقل می کند. این موضوع در میان بزرگسالان نیز زیاد دیده می شود. مرد یا زنی که در اثر یک خشم آنی، طرف مقابل خود را حتی با یک ضربه مشت به قتل می رساند و هزاران مورد مشابه دیگر که بی تردید انگیزه قبلی نداشته و صرفا در اثر یک تصمیم عجولانه به وقوع پیوسته است. به نظر شما چرا یک کودک معصوم در مدرسه حادثه ساز می شود یا به چه دلیل فردی بزرگسال و به قول معروف عاقل و بالغ که برای خانواده و اطرافیانش بسیار مفید و دلسوز است، ناگهان کلمه قاتل در پرونده زندگی اش حک می شود؟ پاسخ این پرسش فقط یک عبارت است : «ضعف مهارت های زندگی».

مهارت های زندگی برای کودکان

     مهارت های ارتباطی شامل توانایی های رفتاری فرد، در برقراری ارتباط موثر و کارآمد با دیگران است.» وقتی انسانی متولد می شود، از همان لحظه تولد در حال آموختن و تجربه کردن زندگی است و در هر محیطی که به سر می برد از همان جا و افراد پیرامون خود، رفتارها و مسائلی را می آموزد که در ابتدا فکر می کند آنها تنها روش های زندگی هستند. پس از آن و با افزایش سن، با وارد شدن به محیط های اجتماعی از جمله: مهدها و مدارس، این یادگیری ادامه می یابد. این گونه برداشت ها و آموخته ها با توجه به فرهنگ هر جامعه و خانواده و میزان اطلاعات افراد با یکدیگر متفاوت است ولی در هر صورت وجود دارد. اما امروزه با گسترش علم روان شناسی و با توجه به نتایج تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته برای زندگی بهتر، آموزش «مهارت های زندگی» را ضروری می دانند. مهارت های زندگی به مجموعه رفتارها و آداب گفته می شود که فرد به وسیله آن، توانایی رویارویی صحیح با موانع و چالش های زندگی را کسب می کند و به کارگیری آن به داشتن زندگی آرام و کم دردسر منجر می شود. مهارت های زندگی خود به چند بخش ازجمله ۱ ـ خودآگاهی ۲ ـ مهارت های ارتباطی ۳ ـ کنترل استرس ۴ ـ کنترل خشم تقسیم بندی می شود. در اینجا به علت اهمیت فراوان «مهارت های ارتباطی» میان افراد جامعه بخصوص کودکان و نوجوانان، به آن می پردازیم.

ارتباط یکی از شناخته شده ترین ابزاری است که به ما کمک می کند دیگران را درک کنیم و نیازها و ایده های آنان را بهتر بشناسیم. مهارت های ارتباطی نه تنها برای بزرگسالان لازم و ضروری است بلکه کودکان هم برای اثبات خود نزد دیگران مثل والدین، معلمان و همسالان خود به آن نیازمندند و برای حل مشکلات از آن کمک می گیرند. مهارت های ارتباطی کلید رشد شخصیت اجتماعی کودک است. ارتباط با انتقال پیام هایی که از طریق گفتار، ایما و اشاره، علائم و حالات بدن ارسال می گردد، برقرار می شود. کسب این مهارت، توانایی ها و اعتماد به نفس فرد را برای برقراری یک رابطه مناسب با دیگران افزایش می دهد، استعدادهای او را آشکار می کند و باعث جلب احترام و قدردانی دیگران می شود. در مقابل ضعف مهارت های ارتباطی، مانع رشد شخصیت اجتماعی سالم در کودک شده و در آینده فرد بزهکار، پرخاشگر، منزوی، مطرود، فاقد اعتماد به نفس و خودباوری و اجتماع ستیز می شود که تا آخر عمر گریبانگیر او خواهد بود.
مهارت های لازم کودکان

مهارت های ارتباطی برای کودکان لازم است؟

خوشبختانه آموزش مهارت های ارتباطی به افراد در هر سنی، حتی در بزرگسالی نیز می تواند صورت بگیرد ولی به طور حتم این گونه آموزش ها چنانچه از ابتدای کودکی شروع شود در وجود هر فردی نهادینه شده و طی مسیر رشد و ترقی هموارتر خواهد بود، زیرا مهم ترین دوره شکل گیری شخصیت فرد، دوران کودکی است؛ درست زمانی که ما فکر می کنیم آنها فقط نیاز به توجه و مراقبت های جسمانی دارند. این تربیت باید از این سنین آغاز شده و در تمام ابعاد وجودی او مثل رشد اجتماعی، عاطفی، هوشی و شخصیتی باشد. هر کودکی تا سه سالگی فقط رفتارهای غریزی دارد و باید تا حدی آزاد باشد ولی بعد از آن شروع به فراگیری رفتارهای اکتسابی از محیط پیرامون خود می کند، و تمام جوانب رفتارهای بزرگسالان را اعم از مثبت یا منفی یاد می گیرد. در ابتدا از طریق مشاهده و الگوبرداری از رفتار دیگران، نظیر احترام به یکدیگر و بزرگ ترها، اظهار محبت، دست دادن، بوسیدن، احوالپرسی و... صورت می گیرد، پس از آن «رفتار کودک آینه رفتار بزرگسالان» خواهد بود و عواملی چون داشتن خواهر و برادر بزرگ تر، تک فرزند بودن و زندگی کردن با پدربزرگ یا مادربزرگ و... نیز موجب شدت و ضعف این الگوبرداری می شود.
 
هر چه رابطه کودک گسترده تر باشد احتمالا در برخورد با گروه همسالان اجتماعی تر، با اعتماد به نفس تر و در بعضی موارد خوش سر و زبان تر خواهد بود. با شروع دوران مدرسه، ارتباط با گروه همسالان آغاز می شود. از ده سالگی تا پایان دوران بلوغ این رابطه بشدت تنگاتنگ و عاطفی می شود به طوری که گاه نوجوان در بسیاری از مسائل، خود را عضوی از گروه می داند و نه فردی مستقل. در این زمان، اولین وظیفه والدین، ارائه الگوهای مناسب رفتاری به وی، از طریق رفتار درست خود است و بعد از آن نظارت بر رفتار دیگران اعم از خواهر، برادر، دوستان، فامیل و گروه همسالان فرزندشان بسیار حائزاهمیت است. احترام به حقوق یکدیگر در منزل، خوب گوش کردن به حرف دیگران، ابراز عقیده به طور صحیح و مودبانه، دفاع از حقوق خود در مقابل دیگران به صورت دوستانه و دور از خشونت، پرهیز از بدبینی، سخن چینی و بدگویی از مهم ترین و ساده ترین رفتارهایی است که در خانواده باید رعایت شوند تا کودک با ذهنی آرام و بدون دغدغه آماده پذیرش دیگر رفتارهای مناسب اجتماعی شود.

اختلال رشد اجتماعی پیامد نابسامانی شخصیتی و عقده های روانی پیچیده است. ناسازگاری، بدخلقی، رفتارهای هیجانی (خشم، ترس و...) بویژه در میان جمع، زودرنجی، خجالتی بودن، قهرهای مکرر و بی دلیل، مرافعه هنگام بازی با گروه همسالان و بروز رفتارهای بچه گانه وکمتر از سن از نشانه های ضعف مهارت های ارتباطی در کودک است.
مهارت های لازم کودکان

مهم ترین بخش مهارت های ارتباطی

۱ ـ سلام کردن: به عنوان نخستین گام به فرزند خود یاد بدهید هنگام ورود به جمع سلام کند و با دوست نزدیک خود طوری سلام و احوالپرسی کند که دوستش از دیدن او احساس شادی کند. یعنی تن صدایش مهربان و صمیمی باشد.

۲ ـ پیشقدم شدن در گفت وگوها: چنانچه کودک شما متوجه شد دوستش تمایلی به صحبت کردن ندارد، می تواند آغازکننده گفت وگو باشد و موضوعی جالب را که مورد توجه هر دوشان باشد مثل کارتون، کتاب یا بازی را مطرح کرده و با اشتیاق درباره آن حرف بزند تا علاقه طرف مقابل را برانگیزد و سپس با علاقه مندی به حرف های او گوش دهد.

۳ ـ درک احساس شنونده: موقع گفت وگو به حالات عاطفی دوستش توجه کند. در صورتی که ناراحت، خسته یا بی حوصله یا حتی خیلی شاد است طوری با او صحبت کند که حالات منفی او را تشدید نکند.

۴ ـ همدلی کردن: به بچه بیاموزیم در مدرسه یا هر اجتماع دیگری رعایت حال دوست و همکلاسی خود را بکند، مثلا اگر فرزند شما نمره ۲۰، و دوستش نمره ۱۱ را کسب کرده، در مقابل او خود را ذوق زده نشان ندهد بلکه ضمن دلداری دادن، او را نسبت به آینده امیدوار و تشویق کند.

۵ ـ یافتن نقاط مشترک: اگر بچه ها نقاط مشترکی با هم داشته باشند، مثلا علاقه به یک رشته ورزشی، درسی یا علاقه به یک معلم، سازگاری و محبت آنان به یکدیگر بیشتر خواهد شد.

۶ ـ پیش بینی کردن: کودکان باید یاد بگیرند که چگونه افکار دوستشان را بخوانند و از گفتن حرف هایی که موجب خشم، نگرانی یا اندوه او می شود، خودداری کنند. این مساله بسیار حائزاهمیت است و در ابتدا والدین با رعایت این نکته در خانواده و سپس آموزش آن به فرزندان از بروز بسیاری از دلخوری ها و نزاع های کودکان جلوگیری کنند. اغلب مشاهده شده دانش آموزان به دلیل فخرفروشی در مورد نمره، لباس یا لوازم التحریر، همکلاسی خود را آزرده یا تحقیر می کنند و در پی آن درگیری فیزیکی به وجود می آید که ممکن است عواقب خطرناکی در پی داشته باشد.

۷ ـ کنترل خشم: مهم ترین مهارت ارتباطی، آموزش راه های مقابله با خشم و عصبانیت آنی است. والدین و مربیان مدارس باید بسیار جدی این موضوع را پیگیری کنند و به بچه ها بیاموزند چگونه در این شرایط خود را آرام کنند. تمرین روش های زیر برای آرامش دهی هنگام عصبانیت مفید است:

ـ تنفس عمیق، یک دم عمیق و نگه داشتن آن به اندازه ۴ تا ۶ شماره و بعد از آن بازدم آهسته.

ـ تجسم کردن، به کودکان یاد بدهید تجسم کنند که در یک قایق، روی آب های آرام دریا قرار دارند یا خشم آنها مثل شن های یک ساعت شنی در حال تخلیه شدن است.

ـ روش آدم آهنی و عروسک پارچه ای: از آنان بخواهید عضلاتشان را مثل آدم آهنی سفت کرده و بعد از ۱۵ ثانیه خود را مثل عروسک پارچه ای شل کنند.

۸ ـ حرف زدن های مثبت با خود: هنگام بروز عصبانیت عباراتی مثل «ولش کن بابا»، «بی خیال»، «خونسرد باش»، «من عصبانی نیستم» و... را با خود تکرار کند.

۹ ـ شیوه حل مسأله: به بچه ها یاد بدهید به جای پافشاری کردن روی حرف خود، طرف مقابل خود را نیز درک کنند. به دور از عصبانیت، قهر، کتک کاری و بزرگ کردن مسائل کوچک، هرگز سعی نکنند به بهای برنده شدن و حرف خود را به کرسی نشاندن، دوست خود را برنجانند یا از دست بدهند.

۱۰ ـ عذرخواهی: یاد بگیریم و یاد بدهیم که هر کس ممکن است در زندگی و روابط اجتماعی خود دچار اشتباه یا سوءتفاهم بشود. در این گونه موارد عذرخواهی کردن نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه شهامت و شجاعت فرد است و احترام او را بالاتر نیز خواهد برد. در این مورد بچه هایی که اعتماد به نفس بالاتری دارند موفق تر عمل می کنند.
مهارت های لازم کودکان

والدین چه کار کننند؟

: هر سیستم ارتباطی دوسویه است و مهم ترین سو، شما هستید و سوی دیگر فرزندتان. بنابراین با توجه به این اصل که «دیگران هم حق حرف زدن دارند» یا «حرفی برای گفتن دارند» باید ۱ ـ خوب به صحبت های بچه ها گوش کنیم حتی اگر تخیلی یا نادرست باشد. ۲ ـ حرف آنها را قطع نکنیم. ۳ ـ شنونده فعال باشیم یعنی هنگام گوش دادن با سر حرفشان را تائید کنیم و حرکات چهره ما متناسب با حرف های او شاد، متاثر، متعجب و... باشد. ۴ ـ در صورت ابهام در صحبت ها سوال کنیم. ۵ ـ برای کودکان و نوجوانان خیلی مهم است که دیگران به حرف آنها خوب گوش کنند. ۶ ـ به عنوان یک اصل مهم بپذیریم که گوش دادن به حرف دیگران، احترام گذاشتن به آنان است. ۷ ـ موقع گفت وگو ارتباط فیزیکی برقرارکنید (گرفتن دست ها، نوازش کردن و...) در این حالت به حالات درونی و روحی او مثل استرس، نگرانی، ترس و پنهان کردن پی خواهید برد.

حالت تهاجمی به خود نگیرید : در صورت مخالفت با صحبت های فرزندتان حالت تهاجمی و محکومیت به خود نگیرید. در غیر این صورت او می ترسد و از ادامه گفت وگو باز می ماند. بهتراست با آرامش به تمام حرف های او گوش کنید و نظر خود را در پایان بیان کنید. هرگز به حرفشان نخندید حتی اگر خیلی خنده دار باشد. مسخره نکنید. با صدای ملایم و گرم گفت وگو کنید. نام او را به طور کامل بگویید و از به کار بردن اسامی مستعار و مسخره مثل چاقالو، تپل خان و... بشدت بپرهیزید.

پایبندی به صحبت های خود : وفای به عهد و خوش قولی یکی از رفتارهای مهم در ارتباط است. با کودک تان صریح حرفتان را بگویید و برای از سرباز کردن او از به کار بردن عباراتی چون: حالا ببینم چطور می شه، باشه بعدا، شاید، حالا نمی دانم و... اجتناب کنید و او را بلاتکلیف و در انتظار نگه ندارید.

اعتدال در حمایت های عاطفی: حمایت بیش از اندازه از کودک او را فردی وابسته و منفعل می کند و مانع بروز شخصیت واقعی او می شود تا حدی که کودک و اطرافیان او ممکن است تا پایان عمر به استعدادهای نهفته او پی نبرند. در مقابل، نیاز عاطفی شدید نیز عقلانیت فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب محبت جویی و ترحم طلبی بیمارگونه می شود که مقدمه گرفتارشدن در دام های هولناک در سنین نوجوانی و جوانی است.

مهارت غیرزبانی: در برقراری ارتباط، حرکات بدنی و چهره فرد نیز مهم است. مثلا، موقع گفت وگو دست به کمر بودن به نوعی نشان دهنده حالت تدافعی و آماده برای پاسخگویی سریع و درهم شکننده است یا برعکس حالت دست به سینه، می تواند علامت صبر و حوصله شنونده باشد. پرخاش کردن، حالت تهاجمی، جیغ و فریاد زدن و حرکات ریتمی دست و پا برگفتمان تاثیر منفی می گذارد و حتی موجب پنهان ماندن و نادیده گرفتن حقایق می شود. با تن صدای آرام و حفظ آرامش می توانید نظرتان را بدرستی به فرد مقابل القا کنید.

آموزش ارتباط مجازی به کودکان : به دلیل این که استفاده از اینترنت و ابزارهای ارتباطی مدرن جزءلاینفک زندگی ما شده است باید به کودکان خود برقراری ارتباط در فضای مجازی را یاد بدهیم. در مورد فواید بی شمار استفاده از اینترنت به آنان بگویید و از خطرات آن نیز آنها را مطلع کنید که چگونه باید از ارتباط با بیگانگان و افراد خارجی برحذر باشند. به کودک خود نشان دهید چگونه از ایمیل شخصی خود استفاده می کنید و برای دیگران پیام می فرستید و دریافت می کنید. وقتی بزرگ تر شد برایش یک ایمیل بسازید و به او یاد بدهید که قبل از فرستادن یک پیام، محتوای آن را بدقت بررسی کند.

مهارت های نوشتاری: بچه ها باید یاد بگیرند چگونه نامه بنویسند و از آن برای ابراز محبت، قدردانی و تشکر یا حتی عذرخواهی و توجیه رفتار نامناسب خود بهره ببرند. در صورتی که دوست فرزندتان حاضر به گفت وگو نیست این یک روش مناسب ارتباطی است که می تواند احساسات و عواطف را بخوبی منتقل کند و از بروز ناراحتی های طولانی مدت جلوگیری کند. استفاده از کارت های هدیه و کارت پستال و نوشتن عبارات مناسب روی آنها را به کودک خود آموزش دهید.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر