دانلود رایگان کتاب زنان کوچک - لوئیزا می الکوت pdf _ مجله مادر و کودک گوپی

دانلود رایگان کتاب زنان کوچک - لوئیزا می الکوت pdf _ مجله مادر و کودک گوپی
دانلود رایگان کتاب زنان کوچک - لوئیزا می الکوت pdf _ مجله مادر و کودک گوپی
دانلود کامل کتاب زنان کوچک _ این کتاب جذاب توسط لوئیزا می الکوت آمریکایی نوشته شده است _ کتاب زنان کوچک در مورد خانواده مارچ است که در گذشته پولدار بوده‌اند ولی الان وضعیت مالی خوبی ندارند و پدرشان برای کمک...
مسعود شجاعی
1399/11/6
0 نظر
12585 بازدید
عنوان حجم دانلود
دانلود رایگان کتاب زنان کوچک 3 مگابایت

کتاب زنان کوچک

 

معرفی کتاب زنان کوچک:

زنان کوچک نام رمانی از لوئیزا می الکوت آمریکایی می باشد این داستان
 
در قرن نوزدهم به بیش از 50 زبان دنیا ترجمه شده است.
 
از این داستان در نمایش موزیکال, برنامه های تلویزیون ,هالیوود وبالیوود استفاده شد.
 
داستان زنان کوچک در مورد چهار خواهر جو,مگی,بتی و ایمی مارچ که
 
برگرفته شده از زندگی واقعی نویسنده با سه خواهرش می باشد. 
 
چاپ کتاب در نسخه برای اولین بار  در سال ۱۸۸۰ با عنوان زنان کوچک انجام شد. 
دانلود رایگان کتاب زنان کوچک 

خلاصه ای از کتاب: 

 شب کریسمس سال 1863 در آسمان شهر کونکورد در ایالت ماساچوست
 
هیچ ستاره ای چشمک نمی زد.
 
درواقع ابر های خاکستری کبود رنگی سراسر آسمان را پوشیده بود. هوا رایحه برف و بوی
 
چوب سوخته می داد...
 
مگ در حالی که با شمشیر قلابی خود ضربه ای وارد می ساخت آن را به پشت
 
تختخواب انداخت وگفت:اولین قانون نویسندگی آن است که هرگز در بتره مطالبی
 
که می دانی چیزی ننویسی...
 
جو به تندی باقیمانده چای خود را نوشید و گفت:من که هرگز برای پول ازدواج نخواهم کرد.
 
خوب اگر یک آدم پولدار ورشکسته شد چه خواهد شد؟ببین چه بر سر پدر آمد.
 
اما از اینها گذشته روزنامه ایگل برای هر داستانی که چاپ کند پنج دلار پرداخت می کند.
 
من هم اکنون ده داستان  برای چاپ حاضر کرده ام...
دانلود رایگان کتاب زنان کوچک 
همان شب هنگامی که بت در آستانه در ورودی خانه ایستاده بود ناگهان فریاد زد:
 
مارمی. مامان مارمی برگشته.
 
در همان لحظه در باز شد و مادر بت در حالی که گونه هایش برافروخته و
 
صورتش از برف پوشیده و لبخندی بر لبانش نقش بسته بود وارد شد.
 
بت پس از آنکه بوسه یی بر گونه مادرش زد گفت:مامان تو یخ زده ای...
 
 جو به خواهرش مگ گفت:فایده اینکه می پرسی امشب چه لباسی برای میهمانی رقص
 
خانم گاردینر بپوشیم چیست؟
 
جو گاز بزرگی به سیبی که در دستش بود زد و غرق مطالعه کتاب پیشرفت زائر شد و زیر لب گفت:
 
تو خودت می دانی که باید پیراهن پوبلین بپوشیم  چه جز آن لباس دیگری نداریم...
 
حتما همین امروز ادامه ی این کتاب جذاب رو دانلود و مطالعه کنید... 
 
ما برای شما یک کتاب خاطره انگیز دیگری به نام بابا لنگ دراز آماده کرده ایم
 
که حتما این کتاب خاطره انگیز رو مطالعه کنید.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر