دانلود رایگان رمان بحران زاده pdf _ مجله مادر و کودک گوپی
دانلود رایگان رمان بحران زاده pdf _ مجله مادر و کودک گوپی
رمان بحران زاده نوشته ی سهیلا زاهدی می باشد.رمان بحران زاده داستان واقعیت ها , دروغ ها و زندگی حال است.همه چیز برآمده از فضای مجازی است.پسری به دنبال آبروی از دست رفتهاش سراغ سرنخی از امیرشاه است که با باران روبرو می شود...
1399/11/12
0 نظر
1235 بازدید
عنوان حجم دانلود
دانلود رایگان رمان بحران زاده 5 مگابایت

دانلود رمان بحران زاده

 

 معرفی رمان بحران زاده:

 رمان بحران زاده نوشته ی سهیلا زاهدی می باشد.رمان بحران زاده داستان واقعیت ها
 
دروغ ها و زندگی حال است.همه چیز برآمده از فضای مجازی است.
 
پسری به دنبال آبروی از دست رفتهاش سراغ سرنخی از امیرشاه است که با
 
باران روبرو می شود...

 خلاصه ای از کتاب:

 مردها به عشق که مبتلا میشوند، ترسو میشوند.

از آینده میترسند، از کسی که بهتر از آنها باشد، از کسی که حرف زدن را بهتر

بلد باشد.

از کسی که جیبش پر پولتر باشد، از کسی که یکهو از راه برسد و حرفی را

که آنها یک عمر دلدل کردند برای گفتنش، بی هیچ مکثی بگوید!

برای همین دور میشوند، سرد میشوند، سخت میشوند!

و محکوم به عاشق نبودن، به بی وفایی، به بی احساسی!

ولی زنها وقتی دچار کسی میشوند؛

دل شیر پیدا میکنند و میشوند مرد جنگ!
 
 چتری هام رو مرتب کردم و نگاه مشکیم رو دوختم به رژ های رنگارنگم، رژ قرمز ام آلبالوییم
 
رو برداشتم و با دست و دلبازی روی لبهای معمولی،  فرمم کشیدم. لبهام رو فشار دادم
 
تا رژ به صورت یک دست پخش بشه.

ریمیلم ر و هم برداشتم و روی مژههای بلندم زدم؛ چشمهام رو درشتتر و

براقتر نشون میداد. عطر شیرینم رو هم روی مچ دستم زدم.
 
نفس عمیقی کشیدم و با مشتهای کوچولوم محکم زدم روی قلبم که باز داشت بیتابی
 
میکرد.
 
 بازم مثل همیشه برای آروم کردن قلبم به این قرص پناه آوردم. یکی از قر صها

رو از جلدش جدا کردم و انداختم داخل دهنم و همونطور خشک بلعیدمش.

طعم گسش گلوم رو سوزوند و دل و رودهم رو بالا آورد. صورتم درهم شد؛

اما توجهی نکردم و کولهم رو برداشتم و از اتاقم اومدم بیرون.
 
 یکی از بهترین و لوکسترین رستورانهای شهر. صد البته پاتوق بچه پولدارها

بود! به لطف یکی از استادهای دانشگاهم و وساطت بابام، تونسته بودم

درخواست کارآموز بودن رو بدم. نفس عمیقی کشیدم و از پله های رستوران

که نمایی بین ساخت مدرن و قدیمی داشت، بالا رفتم...
 
 حتما ادامه ی این داستان جالب رو مطالعه کنید.
 
 
 برای شما کتاب عاشقانه ی دیگری آماده کرده ایم به نام عشق پیچ در پیچ همین حالا
 
این کتاب عاشقانه رو دانلود و مطالعه کنید.
 

تبلیغات سمت چپ

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر