دانلود رایگان کتاب رمان عشق و آوارگی pdf رمان عاشقانه _ مجله مادر و کودک گوپی

دانلود رایگان کتاب رمان عشق و آوارگی pdf رمان عاشقانه _ مجله مادر و کودک گوپی
دانلود رایگان کتاب رمان عشق و آوارگی pdf رمان عاشقانه _ مجله مادر و کودک گوپی
کتاب عشق و آوارگی اثر علی راهدان جو می باشد.کتاب عشق و آوارگی داستان پسری پولدار را بیان می کند که عاشق دختر مذهبی می شود اما خانواده ها با او مخالفت می کنند ولی او فکر عجیبی به سرش می زند که با آن دختر به خارج از کشور فرار کند.
1399/11/22
0 نظر
777 بازدید
عنوان حجم دانلود
دانلود رایگان کتاب رمان عشق و آوارگی 1 مگابایت

دانلود کتاب رمان عشق و آوارگی

 

 معرفی کتاب رمان عشق و آوارگی:

کتاب عشق و آوارگی اثر علی راهدان جو می باشد.کتاب عشق و آوارگی داستان پسری پولدار را
 
بیان می کند که عاشق دختر مذهبی می شود اما خانواده ها با او مخالفت می کنند ولی او فکر
 
عجیبی به سرش می زند که با آن دختر به خارج از کشور فرار کند.

 خلاصه ای از کتاب:

منم مثل شما ها درس خوندم اما اگر می خواستم می تونستم رشته پزشکی بخونم اونم با رتبه

دو رقمی اما از این موضوع مطمئنم که پدرم روزی که مادرم رو ترک کرد نه فکر اسم و رسم بود

نه فکر پست و ریاست چون اگر غیر این بود نه من الان اینجا بودم نه خونمون پائین شهر نه

پدرم سوار ویلچر نه موها و پوست مادرم مثل مادر بزرگم...
 
شاید از سر وضعم معلوم باشه که دیشب تا حالا نخوابیدم و همش بیدار بودم راستش به این

نتیجه رسیدم که دیروز حق با شما بود من دیروز اشتباه فکر می کردم و خیلی زود قضاوت کردم و

الانم اینجام که ازتون به خاطر رفتار دیروزم عذر خواهی کنم و خواهش کنم که منو به خاطر رفتارم

ببخشید مریم گونه هایش مثل انار گل می اندازد.
 
در دلش آشوب است انگار مریم آن مریم همیشگی نیست حواسش به کلاس نیست علی رغم سابق

مدام در فکر است آن طرف تر هم مهرداد به شاهکار امروزش می اندیشد آخر مهرداد در گذشته

هیچ وقت خودش را برای دختری به خطر نینداخته بود و جدای از آن مهرداد انسان ترسو و جان

دوست است و تحمل نزاع و درگیری را ندارد اما چه شد که آن شاهکار را خلق کرد ؟ خدا می داند
 
مثل همیشه روی مبل جلوی تلویزیون چهار زانو نشسته است ظاهراً در حال تماشای تلویزیون است

اما چیزی جز صفحه ای سیاه فرا رویش نیست مادرش متوجه در خود فرو رفتگی بی سابقه مریم می

شود اما با تمام نگرانی که نسبت به او احساس می کند اجازه می دهد که مریم خودش را پیدا کند ،

اجازه می دهد که اگر احتیاج شد خود مریم موضوع را بیان کند ، سینی چای را روی میز روبه روی

مریم می گذارد و با او کمی خوش و بش می کند و چند لحظه ای بعد به سمت آشپزخانه می رود

مریم نگاهی مضطرب به مادرش می کند...
 
 حتما ادامه ی این کتاب عاشقانه رو مطالعه کنید.
 
برای شما رمان عاشقانه ای دیگر آماده کرده ایم به نام رمان ساقدوش وحشت حتما
 
همین حالا این رمان عاشقانه رو دانلود و مطالعه کنید.
 

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر