دانلود رایگان رمان آرام جانم pdf - مجله گوپی
دانلود رایگان رمان آرام جانم pdf - مجله گوپی
رمان آرام جانم نوشته ی کیمیا ذبیحی می باشد.رمان آرام جانم داستان دختری را بیان می کند که به دنبال شغل می گردد اما ناامید می شود و تصمیم می گیرد شغل پسرانه انتخاب کند.
1399/12/10
4 نظر
5791 بازدید
عنوان حجم دانلود
دانلود رایگان رمان آرام جانم 4 مگابایت

دانلود رمان آرام جانم

 

 معرفی رمان آرام جانم:

 رمان آرام جانم نوشته ی کیمیا ذبیحی می باشد.رمان آرام جانم داستان دختری را بیان می کند که به دنبال
 
شغل می گردد اما ناامید می شود و تصمیم می گیرد شغل پسرانه انتخاب کند.

 خلاصه ای از کتاب:

 پوزخندی زدم و راهمو ادامه دادم. اینم از آخرین جایی ک مد نظرم بود. اینا هم

دنبال یه دختر مامانی و عسل و پایه می گشتن. من با این تیپ و قیافه به چه

دردشون می خوردم؟ فقط یه وصله ناجور بودم بین همه اون آدمای لاکچری و باکلاس

داخل موسسه و شرکتاشون. دیگه کم آورده بودم، حوصله بحث و دفاع از حقوقمو هم نداشتم.هر جا
 
می رفتم، یا تحصیلات عالی می خواستن، یا سابقه درستی نداشتن و یا انتظارایی داشتن
 
که من از برآورده کردنشون عاجز بودم. نباید به این جماعت گرگ صفت رو می دادم وگرنه
 
سوار کولم می شدن. حوصله چرخ زدن الکی رو نداشتم، به عسل زنگ زدم و نزدیک ترین
 
جایی که می شناختمو آدرس دادمو گفتم بیاد اونجا. یه کافی شاپ داغون که بیرونشم چندتا
 
میز و صندلی پلاستیکی گذاشته بودن. روی یکی از همون صندلی پلاستیکی ها نشستم
 
و منتظر عسل شدم. اومد و با ذوق، باهام احوال پرسی کرد و بعد بوسیدن گونه م ،
 
پشت میز نشست. دستمو روی صورتم

کشیدمو با انزجار گفتم:

-چیکار می کنه خره؟ پر رژ و تف شدم
 
 غروب بود که از خواب بیدار شدم. نیما برگشته بود و بیتابی می کرد، اما داریان

جوانمردی نشون داده بود و نمیذاشت مزاحمم بشه. باز خوب بود این اجنبی یه جا به درد خورد!
 
از تخت پایین اومدم و بعد از بستن بانداژم، تیشرت سفید و شلوار آبی

کتانم رو به تن کردم. به طرف اتاق نیما رفتم و با دو تقه، درو باز کردم و داخل شدم. چه بازار
 
شامی بود! هرکدوم از لباساشو یه گوشه پرت کرده بود و خودش روی تخت،

مشغول بالا پایین پریدن بود.
 
 بم رو به دندون گرفتم که التماس نکنم، باید پرو بازی در می آوردم به گمونم همین

فرمون رو جلو می رفتم خوب جواب می داد، دستم رو به زحمت از دستش خالص کردم، مچ دستم
 
می سوخت اما بدون اینکه به روی خودم بیارم مقابلش ایستادم و توی چشم هاش زل زدم
 
 حتما ادامه ی این رمان عاشقانه رو مطالعه کنید.
 
 برای شما رمان دیگری آماده کرده ایم به نام  رمان من به تو دل دادم همین الان این رمان عاشقانه رو دانلود و مطالعه کنید.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 
پرسش
موافقم2
مخالفم1
سیما   (جمعه 7 خرداد 1400)
آرام جانم رمانی زیبا... حتما بخونیدش
پرسش
موافقم0
مخالفم1
.  (یک شنبه 20 تیر 1400)
عالی
پرسش
موافقم0
مخالفم1
زینب  (پنج شنبه 7 مرداد 1400)
رمان خوبی بود ها ولی ارام و حامد فک کنم کاپل خوبی میشدن نه بهنام و ارام.........خیلی طولانی شده بود این دختر عاشق همه شد الا حامد بابا ما هم دل داریم میخوایم خوشبختیتو ببینیم ..... مثل همیشه گند زدی...خخخخخخ
تیم کتابخانه گوپی  (یک شنبه 10 مرداد 1400)
سپاس از همراهی شما دوست عزیز و کتابخوان کتابهای بیشتر در کتابخانه گوپی قرار گرفت
تیم کتابخانه گوپی  (یک شنبه 10 مرداد 1400)
سپاس از همراهی شما دوست عزیز و کتابخوان کتابهای بیشتر در کتابخانه گوپی قرار گرفت
پرسش
موافقم1
مخالفم1
ستاره  (سه شنبه 19 مرداد 1400)
آرام جانم رمان قشنگیه، حتما بخونیدش