• 09100632307
  • اصفهان، خيابان توحيد، خيابان شهيد قندي
  • 8 الي 16
دسته
  • دسته
  • کودک
  • نوجوان
  • بزرگسال
مادر و کودک گوپي | برنامه کودک| کودک Iگوپي Iفروشگاه اينترنتيgoopi.irI
دانلود رایگان رمان آرام جانم pdf - مجله گوپی

دانلود رایگان رمان آرام جانم pdf - مجله گوپی

عنوان حجم دانلود
دانلود رایگان رمان آرام جانم 4 مگابایت

رمان آرام جانم نوشته ی کیمیا ذبیحی می باشد.رمان آرام جانم داستان دختری را بیان می کند که به دنبال شغل می گردد اما ناامید می شود و تصمیم می گیرد شغل پسرانه انتخاب کند.

دانلود رمان آرام جانم

 

 معرفی رمان آرام جانم:

 رمان آرام جانم نوشته ی کیمیا ذبیحی می باشد.رمان آرام جانم داستان دختری را بیان می کند که به دنبال
 
شغل می گردد اما ناامید می شود و تصمیم می گیرد شغل پسرانه انتخاب کند.

 خلاصه ای از کتاب:

 پوزخندی زدم و راهمو ادامه دادم. اینم از آخرین جایی ک مد نظرم بود. اینا هم

دنبال یه دختر مامانی و عسل و پایه می گشتن. من با این تیپ و قیافه به چه

دردشون می خوردم؟ فقط یه وصله ناجور بودم بین همه اون آدمای لاکچری و باکلاس

داخل موسسه و شرکتاشون. دیگه کم آورده بودم، حوصله بحث و دفاع از حقوقمو هم نداشتم.هر جا
 
می رفتم، یا تحصیلات عالی می خواستن، یا سابقه درستی نداشتن و یا انتظارایی داشتن
 
که من از برآورده کردنشون عاجز بودم. نباید به این جماعت گرگ صفت رو می دادم وگرنه
 
سوار کولم می شدن. حوصله چرخ زدن الکی رو نداشتم، به عسل زنگ زدم و نزدیک ترین
 
جایی که می شناختمو آدرس دادمو گفتم بیاد اونجا. یه کافی شاپ داغون که بیرونشم چندتا
 
میز و صندلی پلاستیکی گذاشته بودن. روی یکی از همون صندلی پلاستیکی ها نشستم
 
و منتظر عسل شدم. اومد و با ذوق، باهام احوال پرسی کرد و بعد بوسیدن گونه م ،
 
پشت میز نشست. دستمو روی صورتم

کشیدمو با انزجار گفتم:

-چیکار می کنه خره؟ پر رژ و تف شدم
 
 غروب بود که از خواب بیدار شدم. نیما برگشته بود و بیتابی می کرد، اما داریان

جوانمردی نشون داده بود و نمیذاشت مزاحمم بشه. باز خوب بود این اجنبی یه جا به درد خورد!
 
از تخت پایین اومدم و بعد از بستن بانداژم، تیشرت سفید و شلوار آبی

کتانم رو به تن کردم. به طرف اتاق نیما رفتم و با دو تقه، درو باز کردم و داخل شدم. چه بازار
 
شامی بود! هرکدوم از لباساشو یه گوشه پرت کرده بود و خودش روی تخت،

مشغول بالا پایین پریدن بود.
 
 بم رو به دندون گرفتم که التماس نکنم، باید پرو بازی در می آوردم به گمونم همین

فرمون رو جلو می رفتم خوب جواب می داد، دستم رو به زحمت از دستش خالص کردم، مچ دستم
 
می سوخت اما بدون اینکه به روی خودم بیارم مقابلش ایستادم و توی چشم هاش زل زدم
 
 حتما ادامه ی این رمان عاشقانه رو مطالعه کنید.
 
 برای شما رمان دیگری آماده کرده ایم به نام  رمان من به تو دل دادم همین الان این رمان عاشقانه رو دانلود و مطالعه کنید.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 
پرسش
سیما   (1400/3/7)
آرام جانم رمانی زیبا... حتما بخونیدش
پرسش
.  (1400/4/20)
عالی
پرسش
زینب  (1400/5/7)
رمان خوبی بود ها ولی ارام و حامد فک کنم کاپل خوبی میشدن نه بهنام و ارام.........خیلی طولانی شده بود این دختر عاشق همه شد الا حامد بابا ما هم دل داریم میخوایم خوشبختیتو ببینیم ..... مثل همیشه گند زدی...خخخخخخ
تیم کتابخانه گوپی  (1400/5/10)
سپاس از همراهی شما دوست عزیز و کتابخوان کتابهای بیشتر در کتابخانه گوپی قرار گرفت
تیم کتابخانه گوپی  (1400/5/10)
سپاس از همراهی شما دوست عزیز و کتابخوان کتابهای بیشتر در کتابخانه گوپی قرار گرفت
پرسش
ستاره  (1400/5/19)
آرام جانم رمان قشنگیه، حتما بخونیدش
پرسش
M.A  (1400/11/7)
👌✌
پرسش
یگانه  (1401/5/18)
عااااااااااالی بود لحنتی😍
پرسش
نزهتی  (1401/9/26)
فونتش خیلی ریزه عزیرم. به سختی خونده میشهحداقل پررنگش میکردی..
پرسش
آرزو   (1401/10/28)
رمان خیلی خوبیه عالیییییی
پرسش
Sisi  (1401/10/30)
صد رحمت به سریال های ترکیه ای... بچگانه و سطح پایین بود. یه بار ول کردم و خواستم دوباره بخونم اما انقدر ضعیف بود نتونستم. نمیدونم چه رنج سنی واقعا گفتن این خیلی خوب بود......‌.‌‌‌‌
پرسش
رویا عارف  (1402/11/30)
رومان عالیی بود امیدوارم فصل دوم حتما نوشته بشه چون میتونه اتفاقایی جالبی بیوفته از نمونه عشق آرامش و بهنام دیدن دوباره آرامش با حامد و خیلی چیز های دیگر
پرسش
M  (1403/6/14)
عالی